۱۳۸۶ آذر ۱۵, پنجشنبه

لينك

ده توصيه براي لينك دادن در سايت

اضافه کردن آدرس سايتهاي ديگر در سايتتان علاوه بر اينکه باعث رضايت بينندگان شما مي شود در رتبه سايت شما در موتورهاي جستجو تاثير زيادي دارد . اما اينکه اينکار را چگونه مي توان انجام داد و بهترين روشها کدام است، نيز مهم هستند. در ادامه چند توصيه در اين ارتباط ذکر شده است.
توصيه اول : يکي از بهترين لينکها اين است که از قبل به سايتي که لينک آنرا در سايتتان قرار داده ايد اطلاع بدهيد که لينک آنرا در سايتتان قرار داده ايد. اين خيلي مهم است که قبلا آأرس سايت آنها را در سايتان قرار داده باشيد . اين مسئله نشان دهنده تصميم جدي شما در قرار دادن لينک آنها در سايت شماست. اگر قبل از قرار دادن لينک سايت آنها ، در اين مورد با آنها وارد گفتگو شويد ، مي تواند باعث شود آنها فکر کنند که شما براي سايت خود تبليغ کرده ايد. براي آنها مشخص کنيد که منظور شما از لينک چيست و به نظر خود را درباره چگونگي قرار دادن لينک به آنها بگوئيد. توصيه دوم : از لينکهائي استفاده کنيد که بينندگان شما را به سايتهاي مرتبط به سايت شما ارجاع دهند. بسياري از سايتها اين نکته را در نظر نمي گيرند و لينک سايتهائي را استفاده مي کنند که از نظر محتوا با سايتشان متفاوت است . اگر شما سايتهاي مرتبط به کارتان را ليست کنيد، در حقيقت به کاربران خود اطلاعاتي را در زمينه مورد علاقه آنها منتقل کرده ايد. بعنوان مثال اگر سايت شما در زمينه توريسم اسن بيشتر از لينک سايتهائي استفاده کنيد که اطلاعاتي را درباره شهرها و مناطق مختلف آن به بينندگان شما اطلاعات مي دهند. يا اينکه ليست رستورانها و مناطق تفريحي را در سايتتان قرار دهيد. اگر فروشنده عطر هستيد، سعي کنيد از لينکهاي مرتبط با عطر استفاده کنيد. مثلا سايتهائي را ليست کنيد که درباره عطرهاي محتلف اطلاعاتي را ارائه مي کنند. توصيه سوم : ليست لينکهاي خود را جائي قرار دهيد که بازديدکنندگان شما بتوانند در زماني معقول و مناسب اين ليست را پيدا کند. به نظر عجيب است که سايتي به شما بگويد که لينک شما را در سايتش قرار داده و از شما بخواهد شما هم لينک آنها را در سايتتان قرار دهيد، اما زمانيکه به سايت آنها مراجعه مي کنيد نتوانيد لينک سايت خود را ببينيد. توصيه چهارم : در صفحه لينکها حداکثر 50 لينک قرار دهيد. اگر سايت شما داراي بيش از 50 لينک در هر صفحه باشد موتورهاي جستجو (بعنوان مثال گوگل) به سايت شما براي لينکهاي آن امتيازي نمي دهند و اينگونه صفحات را در نظر نمي گيرند. اگر ميخواهيد تعداد زيادي لينک در سايتان داشته باشيد آنها را در صفحه هاي گوناگون با عناوين مناسب قرار دهيد. دسته بندي کردن لينکها به بازديدکنندگان سايت شما کمک مي کند که آدرسهاي ليست شده را بهتر پيدا کنند. توصيه پنجم : توجه داشته باشد که بخش لينکهاي سايت شما يک منبع مناسب براي ارائه اطلاعات به بازديدکنندگان سايت شما است . بنابراين اگر سايت شما در زمينه توريسم است نيازي نيست که به تقاضاي سايت ديگري که از شما تقاضاي قرار دادن لينک در سايتتان کرده و در زمينه اي غير مرتبط با کار شما ست، جواب مثبت بدهيد. بايد بدانيد که در صورتيکه که ار بخش لينکهاي خود از سايتهاي مهم در زمينه کار خود استفاده کنيد، سايت موفق تري خواهد داشت. توصيه ششم: درصورتيکه لينک سايتي را اضافه کرديد و خواستيد به آن سايت براي اضافه کردن لينکشان اطلاع دهيد، أرس دقيق قرار گرفتن لينک را بدهيد. اينکه به آنها بگوئيد که لينک سايتشان را در سايتتان قرار داده ايد کافي نيست. وقت همه افراد با ارزش است و اينکه دارنده سايت بخواهد به دنبال آدرس لينک خود در سايت شما باشد نوعي بي احترامي با دارنده سايت است. توصيه هفتم: اگر با نامه از دارندگان سايت مي خواهيد که آدرس سايت شمارا به سايتشان اضافه کنند و محتواي سايت شما با آنها همخواني ندارد، اين نامه مانند يک نامه SPAM خواهد بود . گيرنده اين نامه از پيشنهاد شما خوشحال نخواهد شد چرا که سايت شما براي بازديدکنندگان سايت آنها از نظر محتوائي جذاب نيست. اگر بر مورد خود اصرار کنيد ممکن است که دارنده سايت شما را به فرستادن نامه ناخواسته متهم کند. يک نکته مهم اين است که شما به آنها اطلاع دهيد که مي خواهيد لينک شما در سايتشان قرار دهند و به آنها يشنهاد دهيد که در کجاي سايتشان لينک شما را قرار دهند. به اين ترتيب به آنها مي گوئيد که سايت آنها براي شما ارزش دارد و شما سايت آنها را ديده ايد. توصيه هشتم: اگر مي خواهيد به دارنده يک سايت اطلاع بدهيد که لينک سايتشان را به سايتتان اضافه کرده ايد، بصورت خلاصه اين موضوع را به آنها اطلاع بدهيد. براي اين موضوع لزومي ندارد درباره خودتان براي آنها مطلب بنويسيد. التبه شايد بد نباشد که درباهر سايت خود توضيحاتي را ارائه بدهيد. هر چند بهترين کار اين است که اين توضيخات را در سايتان ارائه دهيد و به بازديدکنندگان سايت خود اين امکان را بدهيد تا با اهداف سايت شما آشنا شوند. زمانيکه دارنده سايت نامه شما را دريافت مي کند، مهمترين عامل براي او اينست که آيا سايت شما از نظر محتوا با سايت آنها همخواني دارد يا نه و اينکه لينک سايت آنها در کجاي سايت شما قرار گرفته است. توصيه نهم : اگر به کسي مي گوئيد که تصميم داريد آنها را در بخش لينکهاي سايتتان معرفي کنيد، يا به آنها آدرس دقيق لينک آنها را بدهيد و يا اينکه براي آنها مشخص کنيد که در چه زماني شما اين لينک را اضافه مي کنيد. هميشه اين زمانها را به ياد داشته باشيد. البته همانطور که قبلا ذکر شد بهتر است قبل از اينکه به آنها اعلام کنيد ، لينکشان را در سايت قرار دهيد. اما گاهي مواقع بدليل بالا بودن حجم کار نياز است که قبل از اضافه کردن لينک اين موضوع به اطلاع کاربر برسد و از او نظر خواهي شود. در اين موارد بايستي زمان ارائه لينک را حتما ذکر کنيد. توصيه دهم : به ياد داشته باشيد که مجموعه لينکهاي شما بک منبع پر ارزش است که بايستي هميشه آنها را در سايت خود داشته باشيد. هيچگاه پس از اينکه لينک يک سايت را اضافه کرديد و به دارندگان آن سايت اين موضوع را اطلاع دادي ، لينک آنها را بدليل اينکه بازديدکننده اي ندارد حذف نکنيد. اضافه کردن لينک در يک سايت در طولاني مدت باعص افزايش بازديدکنندگان سايت مي شود. نبايد انتظار بازده کوتاه مدت از آن داشت. هرچند که در کوتاه مدت نيز اين روش براي بالا بردن ترافيک سايت اهميت زيادي دارد. در نهايت به ياد داشته باشيد که اضافه کردن لينک ديگران در سايت خود مي تواند باعص افزايش رتبه سايت شما در موتورهاي جستجو شود اما اضافه شدن لينک شما در سايتهاي با رتبه بالا تاصير بيشتري دارد. بنابراين با استفاده از روشهاي ذکر شده مي توانيد سايتهاي با رتبه بالاتر را به قرار دادن لينک سايت شما در سايتشان ترغيب کنيد.

۱۳۸۶ آذر ۱۱, یکشنبه

وصيت نامه داريوش كبير


وصيت نامه داريوش كبير

اينك كه من از دنيا مي روم، 25 كشور جزو امپراتوري ايران است و در تمام آن كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن كشورها نيزداراي احترام مي باشند.
جانشين من خشايار بايد مثل من در حفظ اين كشورها بكوشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آنها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد. اكنون كه من از اين جهان مي روم تو دوازده كرور در يك زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر، يكي از اركان قدرت تو مي باشد زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. پيوسته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي. من نمي گويم كه در مواقع ضروري از اين ذخيره برداشت نكن زيرا قاعده اين زر در خزانه، آن است كه هنگام ضروري از آن برداشت كنند اما در اولين فرصت، آنچه برداشتي به خزانه برگردان.
مادرت آتوسا ( دختر كورش ) بر من حق دارد و پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم. من روش ساختن اين انبارها را كه با سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تهبه مي شوند، حشرات در آن به وجود نمي آيند و غله در اين انبارها چند سال مي ماند، بدون اينكه فاسد شود، و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اينكه همواره آذوقه دو يا سه سال كشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينكه غله جديد به دست آمد، از غله موجود در انبارها براي تأمين كسر خوار و بار استفاده كن، و غله جديد را بعد از اينكه بو جاري شد به انبار منتقل بنما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سالي پياپي، خشكسالي شود.
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مهم مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن كافي است چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مهم مملكتي بگماري و آنها به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمايند، نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري كه رعايت دوستي را بنمايي.
كانالي كه من مي خواستم بين شط نيل و درياي سرخ به وجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال ( كانال سوئز ) از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن را به اتمام برساني و عوارش عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند از آن عبور نكنند.
اكنون من قشوني به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ايران، نظم ايران، نظم و امنيت را برقرار كند، ولي فرصت نكردم كه قشوني به يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني و با يك ارتش نيرومند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه نمايد. توصيه من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم، دروغگو و متملق را از خود دور نما.
هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نكن و براي اينكه عمال ديوان به مردم مسلط نشوند براي ماليات، قانوني وضع كردم كه تماس عمال ديوان را با مردم خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ كني، عمال حكومت با مردم، زياد تماس نخواهند داشت.
افسران و سربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بد رفتاري نكن. اگر با آنها بد رفتاري كني، آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد، ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا ايتكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم نمايند.
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر قدر كه فهم و عقل آنها زيادتر شود، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت كني.
بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه خودم فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار، اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هر زمان كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي، من كه پدر و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم، مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد يا يك خاركن و هيچ در اين جهان باقي نمي ماند و اگر تو هر زمان كه فرصت به دست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد. اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو كه قبر مرا مسدود نمايند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اينكه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز مدعي و هم قاضي نشو و اگر از كسي ادعا داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و رأي صادر نمايد، زيرا كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار، زيرا اگر دست از آباد كردن برداري، كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است، وقتي كشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود و در آباد كردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول.
عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان كه بعد از عدالت، برجسته ترين صفت پادشاهان، عفو است و سخاوت، ولي عفو فقط موقعي بايد به كار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطا كرده باشي و تو خطا را عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگر را پايمال نموده اي.
بيش از اين چيزي نمي گويم و اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو در اينجا حاضر هستند مستند كردم تا اينكه بدانند قبل ازمرگ، من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم كه مرگم نزديك شده است.

سينما


گفتگو با آل پاچینو: هیچوقت تا به حال شادی را درک نکرده‌ام


آیا فکر می‌کنید که فرهنگ ایتالیایی-آمریکایی در سینما و تلویزیون ناعادلانه تصویر شده است؟ برایم توضیح بدهید که فرهنگ ایتالیایی-آمریکایی چیست؟ 100 سال است که این‌جا هستیم. فرهنگ ایتالیایی-آمریکایی همان فرهنگ آمریکایی نیست؟ به این خاطر است که ما خیلی متفاوت هستیم، به خاطر ازدواج‌های قومی. اکثر افرادی که ایتالیایی هستند نیمه ایتالیایی هستند. بجز من. من کاملا ایتالیایی‌ام. من بیشتر سیسیلی هستم و مقدار کمی از ناپل هم در من هست. من منها درجه‌اش هستم. در این گفتگو که توسط ربکا وینترز کیگان برای مجله تایم انجام شده است این اسطوره بازیگری به سوال‌های خوانندگان این نشریه جواب داده است.

ریکی بایزاس از مانیل : احساس‌تان درباره این همه خواننده هیپ-هاپ ام‌تی‌وی که در قصر «صورت زخمی» دیده می‌شوند چیست؟ آل پاچینو : مردمی‌ترین فیلمی که تا به حال ساخته‌ام «صورت زخمی» بوده است؛ در سرتاسر دنیا. این موضوع برای من هیجان‌انگیز است. شگفت‌انگیز است. گاهی وقت‌ها فراموش می‌کنیم که این الیور استون بود که فیلمنامه آن را نوشته بود. او یک موجود سیاسی است و فکر می‌کنم سیاست یک لایه زیرین در فیلم است. و ترکیب او و برایان دی‌پالما باعث یک چنین جوشش و انفجاری شده است. این ترکیب کار کرد. ماری کرادوک از پالم بی : بعد از دریافت جایزه یک عمر دستاورد هنری، آیا این حس بهتان دست داد که در حرفه‌تان ایمن‌تر شده‌اید مثلا از سال 1977؟ آل پاچینو : من در دانش‌ام نسبت به کارهایی که دوست دارم انجام بدهم ایمن شده‌ام (در حرفه‌ام). اما اگر یک بازیگر هستید به یک جور ناامنی احتیاج دارید. این کار زیر دیگ را روشن نگه می‌دارد. من هنوز به بازنشستگی فکر نکرده‌ام. وقتی شنیدم که پل نیومن در 82 سالگی بازنشسته شده شوکه شدم. بیشتر بازیگران دارند مثل سربازهای کهنه‌کار محو می‌شوند. کوان ها از لیتل‌تون : چه کسی بیشتر از همه احساسات آل پاچینو را برانگیخته است؟ آل پاچینو : مطمئنا آن فرد من نیستم! کوین اسپیسی نزدیک شده است. جیمی فاکس هم ارتباط خوبی با من داشته است. چنین تقلیدی یک موهبت واقعی است. در لحن صدا. یک جورهایی مثل داشتن استعداد نواختن یک آلت موسیقی است. دان کارمن شیمیزی از روچستر، نیویورک‌ : چه اتفاقی در کودکی‌تان بیشترین تاثیر را به نگاهی که هم‌اکنون به دنیا دارید گذاشته است؟ آل پاچینو : احتمالا آن اتفاق، باید همان اولین فیلم‌هایی بوده باشد که زمانی که یک بچه کوچک بودم مادرم مرا به دیدن آن‌ها می‌برد. وقتی مادرم از سر کار به خانه بر‌ می‌گشت، مرا به سینما می‌برد. این راهکار او برای بیرون رفتن بود و مرا هم با خودش می‌برد. من هم بعد از آن به خانه می‌آمدم و تمامی نقش‌ها را بازی می‌کردم. این موضوع تاثیر فوق‌العاده‌ای بر بازیگر شدن من گذاشت. ایگناسیو متزا از لس‌آنجلس : آیا فکر می‌کنید که در فیلم‌هایی که کارگردانی کرده‌اید نگاهتان را به حد کمال رسانده‌اید؟ آل پاچینو : من در فیلم «در جستجوی ریچارد» دیدگاه صریح و روشنی داشتم. در فیلمی که الآن دارم رویش کار می‌کنم «Salomaybe?» [درباره به روی صحنه بردن نمایشنامه اسکار وایلد «سالومه»] اولین باری است که احساس دارم ولی دیدگاهی ندارم و امیدوارم که احساسم مرا به سمت یک دیدگاه راهنمایی کند. فکر می‌کنم به این دلیل است که من خودم را یک کارگردان تمام وقت نمی‌دانم. کار من بازیگری است. من به دنیا، به عنوان بازیگری که دارد به دنیا نگاه می‌کند نگاه می‌کنم، به این علت تمام این‌ها زندگی خودم بوده است. سارا اوروزکو از بوگوتا : آیا شده از رد کردن هیچ نقشی پشیمان شده باشید؟ آل پاچینو : بله شده. دوره‌ای در زندگی‌ام بود که نقش‌ها را فقط به این خاطر که دلم نمی‌خواست کار کنم رد می‌کردم. این به سال‌های دهه 70 برمی‌گردد. حتا همین حالا هم خیلی سخت است که خودتان را یک بازیگر بدانید. فقط این طور است که هر چند وقت یک بار حس بازی در یک نقش را پیدا می‌کنید. پیشنهاد می‌کنم «The Dresser» را ببینید. اگر می‌خواهید درباره بازیگران چیزی بدانید این فیلم فوق‌العاده‌ای است. نریسا کوییزون از مانیل : آیا شما آدم شاد و خوشبختی هستید؟ آل پاچینو : شاد؟ تا به حال هیچوقت این کلمه را درک نکرده‌ام. من روزهای خودم را داشته‌ام. لحظاتی هست که احساس رضایت می‌کنید، یک آرامش خاص. دوره‌هایی هست که این اتفاق بیشتر از بقیه وقت‌ها می‌افتد. بچه‌هایم مرا خوشحال می‌کنند. دانیلا گرباواک از تورنتو : اگر فیلمی از زندگی‌تان ساخته شود چه نامی خواهد داشت و چه کسی نقش شما را بازی خواهد کرد؟ آل پاچینو : نامش «داستان داستین هافمن» خواهد بود! وقتی ما شروع کردیم، [رابرت] دنیرو، داستین هافمن و من همیشه یک جورهایی با هم اشتباه می‌شدیم. مردم ما را به جای همدیگر اشتباه می‌گرفتند. ریتا براون از مینیاپولیس : می‌دانم که شما آدم خودداری هستید اما شنیده‌ام که واقعا می‌توانید برقصید. آیا به حضور در برنامه تلویزیونی «رقص با ستاره‌ها» هم فکر کرده‌اید؟ آل پاچینو : حقیقتا می‌توانم بهش فکر کنم. با همه تلاشی که می‌کنم که تا می‌توانم فروتن باشم باز هم یک رقاص هستم. اما فکر نمی‌کنم که در «رقص با ستاره‌ها» حضور پیدا کنم اساسا به این خاطر که من زیادی خجالتی‌ام. سوزان اولسون از ورو بیچ : هیچوقت به تدریس فکر کرده‌اید؟ آل پاچینو : هرگز فکر نمی‌کنم که یک معلم هستم. معلمین استعداد خاصی برای این کار دارند. آن‌ها رضایت خاصی از آن به دست می‌آورند و برای‌شان مفهومی دارد و آن را بروز می‌دهند. من که این طور نیستم. در واقع هیچوقت به آن فکر نکرده‌ام و فکر هم نمی‌کنم که هیچوقت درباره‌اش فکر کنم. من فقط خودم را نشان می‌دهم و امیدوارم که کسی به بازی من هم اشاره‌ای بکند. تمام زندگی‌ام دور و بر آدم‌های بزرگ بوده‌ام و وقتی که دور و بر آدم‌های بزرگ هستید خود این چیز فوق‌العاده‌ای است. زندگی‌تان را تغییر می‌دهد. وقت‌هایی بود که در اکتورز استودیو «بازی‌خوان» بودم. یعنی این که یک جایی می‌نشینید که بازیگران حرفه‌ای می‌آیند و در صحنه‌های مختلف بازی می‌کنند و «بازی‌خوان» درباره کاری که آن‌ها می‌کنند صحبت می‌کند. این‌ها لحظات وحشتناکی برایم بود. هیچوقت نمی‌دانید که چه چیزی می‌توانید بگویید چون‌که یک بازیگر در موقعیت بسیار آسیب‌پذیری قرار دارد. شما در هیچ شرایطی نمی‌خواهید چیز اشتباهی گفته باشید. بازیگرانی دیده‌ام که به خاطر چیزی که نیاز نبوده و لازم نبوده گفته شود ضربه خورده‌اند. دیگو سادا از مکزیک : آیا فیلم می‌تواند به عنوان یک وسیله درسی استفاده شود و اگر این طور است از دیدن فیلم‌ها چه چیزی یاد گرفته‌اید؟ آل پاچینو : همه هنرها وسیله درسی هستند مخصوصا هنر سینما. شما با کسی صحبت می‌کنید که تربیت‌اش را از طریق تئاتر و از راه سینما بدست آورده و این موضوع به این علت است که باید یاد بگیرد که چطور نقش‌های مختلف را بازی کند. بنابراین باید کسانی که نقش‌شان را بازی می‌کنم دنبال کنم و ببینم که این‌ها چه کسانی هستند و آن‌ها در چه دنیایی کار می‌کنند و کلا موضوع درباره چیست. من هیچوقت به دانشگاه نرفته‌ام. هر چیزی هم که می‌دانم از همین‌هاست. استیسی فوئنتس از رنو، نوادا : چه حرفه‌ی دیگری بود که اگر بازیگر نمی‌شدید آن کار را انجام می‌دادید؟ آل پاچینو : یک بار در فیلمی به نام «فرانکی و جانی» نقش آشپز غذاهای سبک را داشتم. اگر کاری بود که باید انجام می‌دادم آشپزی غذاهای سبک بود. و کاری هم که هیچوقت نخواهم کرد این بود که آدمی باشم که دائم از این خانه به آن خانه نقل مکان می‌کند. چون‌که این کار را قبلا کرده‌ام و اسباب‌کشی از خانه‌ای به خانه دیگر واقعا خیلی سخت است. کاری است که هیچوقت نخواهم کرد. دنیل سپانکیویتز ساکن بغداد : هیچوقت فکر کرده‌اید که در «مخمصه» به جای پلیس، نقش آدم بد فیلم را بازی کنید؟ آل پاچینو : حقیقت امر این است که ایده بازی در نقش پلیس را دوست داشتم به این دلیل که این شخصیت دارای چنین تناقض‌ها و پیچیدگی‌هایی بود. شخصیتم در فیلم کوکائین حمل می‌کرد اما کسی این را نمی‌داند چون دو صحنه‌ای که این کار را می‌کرد از فیلم درآمده بود. از این عناصر که برایم جذابیت داشت خیلی در فیلم بود. او یک بازرس قوی بود که زیاده‌روی نمی‌کرد و یک زندگی به هم ریخته بدبختانه‌ای هم داشت. مارتا زاک از لهستان : وقتی جلوی آینه می‌ایستید چه می‌بینید؟ آل پاچینو : چیزی که سعی می‌کنم نبینم. فقط می‌بینم که خودم دارم خودم را نگاه می‌کنم و همینطور ادامه دارد. به فکر فرو می‌روم. آیا اصلاح نیاز دارم؟ موهایم زیادی بلند است؟ روز خوبی داشته‌ام؟ نیازی هست که صورتم را بشویم؟ همینطور ادامه دارد. ایگناسیو متزا از لس‌آنجلس : چه بازیگرانی برای به‌تصویر کشیده شدن فیلم‌تان با شما همکاری می‌کنند؟ آل پاچینو : اشتیاقم برای ساخت این کار مرا به سمت آن کشانده است، هر نامی که می‌خواهید روی آن بگذارید اما نامی من که روی آن گذاشته‌ام «Salomaybe?» است که ترکیبی از اسکار وایلد، خودم و سالومه است. یک جور شور و اشتیاق مرا به سمت کشف این موضوع کشانده و واقعا نمی‌دانم دارم به کدام سمت می‌روم اما امیدوارم این حس راهنمایی‌ام کند. وقتی که هر چیزی را می‌بینم آن را به موضوعات مربوط به بازیگری ربط می‌دهم. نه این‌که ب‌خواهم آن را نقاشی کنم یا از آن را فیلم بسازم. این موضوع بیشتر از هر چیزی، برای بازی کردن چیز جذابی است. همیشه لحظاتی وجود دارد که آن‌ها را می‌بینید و مردم را سهیم می‌کنید. بخصوص اگر آدم موفق و مشهوری باشید، تلاش می‌کنید که نوری را که زمان زیادی است روی شما قرار گرفته بگیرید و آن را روی چیز دیگری بتابانید تا بتوانید آن موضوع را کشف کنید. لوک دنکر از بولتون :‌ فکر می‌کنید کدام یکی بتواند در جنگ برنده شود، براد پیت یا جورج کلونی؟ آل پاچینو : دارم این جنگ را تصور می‌کنم و می‌دانید چیست؟ نمی‌توانم. نمی‌توانم ببینم که این دو مرد با هم ب‌جنگند چون که آن‌ها خیلی بامزه‌اند. آن‌ها بامزه‌تر از آنی هستند که بجنگند. آن‌ها آدم‌های جالبی هستند و بودن با آن‌ها خیلی بامزه است و آن‌ها خیلی بخشنده و آرام هم هستند. فکر کنم باید جنگ مساوی بشود. باشد؟ بگذارید از زیرش در بروم.